نم نم باران

یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393| 21:9 |✿نگار✿|

سلام به وب من خوش اومدید

 

نظر یادتون نره

شنبه سوم خرداد 1393| 18:7 |✿نگار✿|

پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393| 15:24 |✿نگار✿|

پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393| 15:18 |✿نگار✿|

   

دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393| 20:52 |✿نگار✿|

 

 

یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393| 21:21 |✿نگار✿|

باب اسفنجی در حال خوردن دست هایش

 

باب اسفنجی وحشت زده

تا حالا موی سر باب اسفنجی رو دیده بودید!!!

باب اسفنجی رقاص

امید وارم خوشتون بیاد

جمعه بیست و یکم شهریور 1393| 18:25 |✿نگار✿|

دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393| 14:48 |✿نگار✿|

جمعه بیست و چهارم مرداد 1393| 22:26 |✿نگار✿|

چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393| 22:52 |✿نگار✿|

سلا م خوبین؟

 

امروز تولدمه تشریف بیارین

 

واسه کیک

 

خوردنننننننننننن.................

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

 

 

 

یکشنبه نوزدهم مرداد 1393| 16:52 |✿نگار✿|

پنجشنبه نهم مرداد 1393| 22:36 |✿نگار✿|

پنجشنبه نهم مرداد 1393| 22:35 |✿نگار✿|

پنجشنبه نهم مرداد 1393| 21:17 |✿نگار✿|

پنجشنبه نهم مرداد 1393| 21:16 |✿نگار✿|

 

لازم نیست بزرگ شویم تا شروع کنیم

 


کافیست شروع کنیم تا بزرگ شویم . 

چهارشنبه هجدهم تیر 1393| 19:36 |✿نگار✿|



چه خوشبختند آنانکه


 به پای هم پیر می شوند 


نه به دست هم . 

چهارشنبه هجدهم تیر 1393| 19:32 |✿نگار✿|

توجه

 

سلام بچه ها یه خبر خوش دارم من تو نمونه  دولتی

 

قبول شدم هم خوشحالم هم ناراحت اخه  دوستای صمیمیم نمونه

 

قبول نشدن ومن از اونا جدا میشم ..............

چهارشنبه هجدهم تیر 1393| 19:29 |✿نگار✿|

يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست زنگ بعد حساب داريم
پنجشنبه پنجم تیر 1393| 12:30 |✿نگار✿|

جملات تصویری زیبا و آموزنده (15)  www.taknaz.ir

چهارشنبه چهارم تیر 1393| 17:28 |✿نگار✿|

به سلامتی رفیقی که از پشت خنجر خورد ولی برگشت

 

 و گفت:

 

 بیخیال رفیق! میدونم نشناختی.........

شنبه دهم خرداد 1393| 12:52 |✿نگار✿|

 

دختر کوچک به مهمان گفت : میخوای عروسکامو ببینی ؟

مهمان با مهربانی جواب داد : بله ، حتما

دخترک دوید و همه ی عروسکهارو آورد ، بعضی از اونا خیلی بانمک بودن ولی دربین اونا یک

عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود

مهمان از دخترک پرسید : کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ؟

و پیش خودش فکر کرد :

حتما اونیکه از همه قشنگتره

اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره ای

که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت : اینو بیشتر از همه دوست دارم !

مهمان با کنجکاوی پرسید : این که زیاد خوشگل نیست ؟!؟!

دخترک جواب داد : آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و

دوستش داشته باشه............  اونوقت دلش میشکن

جمعه نهم خرداد 1393| 13:36 |✿نگار✿|

 

یه دوست معمولی وقتی می آید خونت، مثل مهمون رفتار میکنه.

یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه.

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده.

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه.

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه.

یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره.

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره.

یه دوست واقعی زودتر میآد تا بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه.

یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی.

یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی.

یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلات را حل کنه.

یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه.

یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ میزنه.

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره.

 

یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی.

یه دوست معمولی از درونت بی خبره.

یه دوست واقعی سعی میکنه درونتو بفهمه.

 

 

دوست واقعی من کیا هستن؟

جمعه نهم خرداد 1393| 13:33 |✿نگار✿|

 

بهشت در هشت طبقه ساخته شده است که هر طبقه مخصوص جمعی از بندگان خداست .

طبقه اول : بهشت نعیم

طبقه دوم : بهشت خلد

طبقه سوم: بهشت قرار

طبقه چهارم : بهشت عدن

طبقه پنجم : بهشت جنة الماوی

طبقه ششم: بهشت فردوس

طبقه هفتم: دارالسلام

طبقه هشتم : دارالنور

 

جمعه نهم خرداد 1393| 10:30 |✿نگار✿|

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

 

بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.

 

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

 

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

 

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.

 

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

 

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

 

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

 

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

 

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

 

کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.

 

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

 

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

 

در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

 

از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم

 

 

به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد

 

 

پنجشنبه هشتم خرداد 1393| 16:23 |✿نگار✿|

 

پنجشنبه هشتم خرداد 1393| 12:29 |✿نگار✿|

ديشب برق خانمان رفت و مادر چراغ گرد سوزي را وسط پذيرايي روشن كرد همه از اتاق هايمان بيرون آمديم و دور چراع نشستيم و شروع به حرف زدن نموديم پدر از خاطرات خود و گذشته هاي صحبت كرد و ما گوش مي داديم ديشب فهميدم ما چقدر حرف نگفته داريم راستي يادم رفت بگويم ديشب پدر فرصت كرد و از من پرسيد كلاس چندم هستم و در آخر برق آمد و ما دوباره به اتاق هايمان رفتيم و هر كدام دوباره به سراغ كامپيوترهايمان و باز از هم دور شديم . اقاي اديسون اي كاش برق را اختراع نكرده بودي تا ما مي توانستيم باهم حرف بزنيم و درد دل كنيم و بخنديم......

دوشنبه پنجم خرداد 1393| 12:37 |✿نگار✿|

شبی، برف فراوانی آمد و همه‌جا را سفیدپوش کرد . ‏دو پسر کوچک با هم شرط بستند که از روی یک خط صاف، از راهی عبور کنند که به مدرسه می‌رسید. ‏یکی از آنان گفت: «کار سا د‏ه‌ای است!»، بعد به زیر پای خود ‏نگریست که با دقت گام بردارد. پس از پیمودن نیمی از مسافت، سر خود ‏را بلند کرد ‏تا به ردّپاهای خود ‏نگاه کند. متوجه شد که به صورت زیگ زاگ قدم برد‏اشته است. دوستش را صدا زد ‏و گفت: «سعی کن که این کار را بهتر از من انجام دهی!» ‏پسرک فریا د ‏زد: «کار سا ده‌ای است!»، ‏بعد سر خود ‏را بالا گرفت، به درِ مدرسه چشم د‏وخت و به طرفِ هدفِ خود ‏رفت. ردّپای او کاملاً صاف بود

پنجشنبه یکم خرداد 1393| 10:47 |✿نگار✿|

به فکر نمازت باش مثل شارژ موبايلت با صداي اذان بلند شو مثل صداي موبايلت از انگشتات واسه اذکار استفاده کن مثل صفحه کليد موبايلت  قرآن رو هميشه بخون مثل پيامهاي موبايلت خدايا/ ما کجاييم
پنجشنبه یکم خرداد 1393| 10:45 |✿نگار✿|

زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از عطر و پر از برگ لطيف يادمان باشد اگر گل چيديم خار و عطر و گل و برگ همه همسايه ديوار به ديوار همند

یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393| 18:7 |✿نگار✿|

[-Design-]